Logo%20-%20%20Logo_05.gif

 

Menu

  صفحه اصلی

  مقالات آموزشی
 داستانهای انگیلیسی/English stories
  آلبوم عکس
   آلبوم عکس 2
   آلبوم عکس 3
  اخبار داغ
  ورزش
  دانلود برنامه
  فال ماه
  بازيهاي فلش
  آنتی ویروس
  ابزار یاهو
  بیوگرافی
  مد لباس
  ويديوهاي جالب
  موبایل
  جوک
  جك هاي اس ام اسي
  موزیک
  جاوا اسکریپت
  شهرهای ایران
  اطلاعات براي شما
  دانلود فونت
  تبادل بنر
  تبلیغات در وبسایت
  درباره ما

Advertisement

تبليغات شما اينجا

با قيمت هاي مناسب

 

 
  عنوان  

 بيوگرافي هديه تهراني

 

هدیه تهرانی


(( شاه ماهی سینمای ایران ))


مادر بزرگم در سن 30 سالگی فیلم بازی کرد. اسم کارگردانش را به خاطر ندارم. اما می دانم که خانواده پدری ام علاقه زیادی به مقوله هنر وجود داشته , به طوری که خود من از بچگی بیشتر فیلم ها را با پدرم نگاه می کردم و یکی از تفریحات ما این بود که برویم سینما و کارهای جدید را تماشا کنیم. پدر هدیه تهرانی عاشق سینما بود. هدیه نیز شرکت در تئاترهای مدرسه ای را از دست نمی داد و هر بار که فیلم خوبی می دید خودش را جای هنر پیشه اصلی می گذاشت و بازی می کرد. سوسن تسلیمی واقعا خوب بود. ویوین لی بر باد رفته را هم دوست داشتم. به پیشنهاد آقای شریفی نیا سناریوی روز واقعه را خواندم. نقشم خیلی کوتاه بود. نمی خواستم شروعم با چنین کاری باشد.دوست داشتم با یک نقش محکم تر به سینما بیایم. از یک طرف دغده سفر به آلمان را هم داشتم. در نتیجه به تهیه کنندگان این پروژه جواب رد دادم. هدیه تصادف می کند. یک سانحه وحشتناک رانندگی با تلاش پزشکان او باز می گردد. به مرور اضافه وزن پیدا کند. وقتی آن روزها به یاد می آورد بدنش می لرزد. وقتی سینما تبدیل به دغدغه جدی تهرانی شد, او تصمیم به ادامه تحصیل در این زمینه گرفت. به همین خاطر هدیه به انگلستان رفت و در رشته درام ثبت نام کرد تا اطلاعات آکادمی اش را در خصوص بازی و بازیگری ارتقاء بخشد. پس از ده ماه او به تهران برگشت تا کارهای مربوط به اقامت را کامل کن اما چند پیشنهاد کاری به انضمام فتح سیمرغ بلورین جشنواره فجر با قرمز اتفاقی بود که اجازه ندادند این هنر پیشه به برنامه هایی که در سردارد برسد. هدیه خانواده اصیل دارد. پدری زحمت کش, فامیلی عاشق و مهم تر از ستارگانی هنرمند:مثل ناصر تقوایی , اکبر عالمی. تهرانی 20سال داشت که در زمینه واردات, صادرات فعالیت می کرد. بسیار مستقل و پر کار و خلاق بود. می خواست آلمان برود تا در رشته دکوراسیون داخلی ادامه تحصیل بدهد. هدیه مدرک مربیگری شنا را هم دارد. در یک بعدازظهر داغ تابستانی و با دستی شکسته به فروشگاهی می رود تا برای کارهای تزییناتی اش حصیر بخرد. آنجا بود که شریفی نیا و آزیتا حاجیان را دیدم. احساس کردم چشم از من بر نمی دارند. حاجیان جلو آمد و گفت : دوست داری بازی کنی؟ پاسخ رد دادم, اما مادرم شماره آن را گرفت و تشویقم کرد به اینکه از فرصت استفاده کنم. آن موقع شریفی نیا به مادرم گفت هدیه بازیگر سر شناسی خواهد شد. زیرا من بازیگری در صورت و چشمان او دیده ام. من معلم این کارم و می توانم مرغوبیت استعداد شاگردان این مملکت را تشخیص دهم. تهرانی خیلی ماجراجو است. حتی آن موقع که کسی او را نمی شناخت این طور بود. از روزمرگی بیزار است و می گوید: وقتی اتفاقی افتاد, باید آنجا حاضر باشید تا بتوانید درد و غم حادثه دیدگان را از نزدیک لمس کنید. نمی شود داخل خانه نشست و از پای تلوزیون تجربه به دست آورد. زمانی که بم لرزید هدیه از نخستین افرادی بود که خود را به کرمان رساند. او به عراق و افغانستان هم رفته و جنگ را و کشتار مردم بی دفاع را از نزدیک دیده است. تنها قرار داد هدیه با کمپانی عطر ساز فرانسوی رومانو و روبرته است. این شرکت سراغ چهره سرشناس هر کشوری می رود و با نام آنها عطری تولید و به بازار عرضه کند. تهرانی قراردادش را با این شرکت در دبی بست و دو سال روی نمونه هایی که برایش می فرستادند نظر داد تا سر انجام عکس او به بازار بیاید.


هدیه تهرانی، متولد سال 1351 تهران و دارای مدرک دیپلم. هديه تهراني آموزش دوره بازيگري نديده و فارغ‌التحصيل اين رشته نيست؛ اما بخت با او يار بوده است كه با نخستين فيلمي كه در آن به ايفاي نقش پرداخت، به عنوان چهره‌اي مطرح در سينماي ايران شناخته شد. شايد اگر به شكل و با فيلم ديگري وارد سينما مي‌شد تا اين اندازه آوازه نمي‌يافت. او با بازي در فيلم سلطان (مسعود كيميايي، 1375) به سينما آمد؛ اما پيش از آن آزيتا حاجيان و همسرش به او پيشنهاد بازي در فيلم داده بودند كه نپذيرفته بود و بعد از چند ماه بعد داريوش مهرجويي براي بازي در فيلم ليلا از او دعوت به همكاري كرد، تهراني داستان فيلم را شنيد و نپسنديد و بازي در فيلم را رد كرد. در چنين وضعي عكس‌هايي از او به واسطه رضا رخشان، عكاس فيلم، در اختيار كارگردان‌ها و تهيه‌كننده‌ها قرار گرفته بود. به همين جهت كيانوش عياري براي بازي در بودن يا نبودن و ايرج قادري براي بازي در مي‌خواهم زنده بمانم از او دعوت به همكاري كردند كه هر كدام به دلايلي مقدور نشد. كيميايي بازي در فيلم سيب سرخ حوا را به او پيشنهاد داد، تهراني داستان فيلم را شنيد و پسنديد؛ اما وقتي كيميايي از كار كناره‌گيري كرد و سعيد اسدي جاي او را گرفت تهراني هم از همكاري طفره رفت. كيميايي مجدداً به او پيشنهاد همكاري داد و با دستمزد 600 هزار تومان براي بازي در فيلم سلطان با او قرارداد بست. تهراني بلافاصله پس از سلطان در فيلم غريبانه (احمد اميني، 1376) بازي كرد كه نقش چندان پيچيده و دشواري نبود. سياوش (سامان مقدم، 1377)، شوكران (بهروز افخمي، 1377)، قرمز (فريدون جيراني 1377)، دست‌هاي آلوده (سيروس الوند، 1378)، زمانه (حمیدرضا صلاحمند، 1379)، پارتي (سامان مقدم، 1379) و آبي (حميد لبخنده، 1379) نقش‌هاي ساده و بدون تحليلي ديگري بودند كه تهراني به راحتي در آن‌ها جا گرفت. چتري براي دو نفر (احمد امینی،1380) فيلم ديگري است كه تهراني پس از غريبانه با احمد اميني كار كرد. به رغم همه كوشش‌ها تهراني در چتري براي دو نفر هم نتوانست از تيپ خودساخته و تكراري‌اش جدا شود، تا اين كه با بازي در كاغذ بي خط (ناصر تقوايي، 1380) و خانه‌اي روي آب (بهمن فرمان ‌آرا 1380) تا حدود زيادي از كليشه زني آرام با صورت سنگي نجات يافت. او سال 1381 را با بازي در فيلمهاي آبادان ( مانی حقیقی، 1381)، دنيا (منوچهر مصیری، 1381 ) آغاز كرد. او در فيلم دختر ايروني (محمد حسین لطیفی، 1381) هم خوش درخشيد و در همین سال نقش خیلی کوتاهی در فیلم دوئل (احمدرضا درویش، 1382) بازی کرد.در سال 82 در کنار عزت الله انتظامی در فیلم جایی برای زندگی (محمدرضا بزرگ نیا، 1382) ایفای نقش کرد که نقش متفاوتی بود. در سال 83 در دو فیلم یک بوسه کوچولو (بهمن فرمان آرا، 1383) و شبانه (اميد بنكدار ، كيوان علي محمدي ) ایفای نقش کرد . او سال 84 فقط در فیلم چهارشنبه سوری (اصغر فرهادی، 1384) بازی کرد که در بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و این فیلم توانست جوایزهای زیادی از بیست و چهارمین جشنواره فیلم فجر به دست بیاورد از جمله برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن برای هدیه تهرانی تا دومین سیمرغ خودش را به خانه ببرد. از آخرین کارهای هدیه تهرانی که اين روزها مشغول بازی در فيلم نيوه مانگ (نيمه ماه) ( بهمن قبادی،1385) است که در روستاهاى سنندج است. هدیه تهرانى علاوه بر نقشى كوتاه كه برعهده دارد يكى از دستياران قبادى است.


*افتخارات و جوایزها هدیه تهرانی


برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از هفدهمين جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم (قرمز)


برنده جايزه از جشنواره پيونگ يانگ براي بازي در فيلم (پارتي)


کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشن خانه سینما برای بازی در فیلم (شوکران)


كانديد سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم (كاغذ بي خط)


برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول زن از بیست و چهارمین جشنواره فيلم فجر براي بازي در فيلم (چهارشنبه سوری)


*فروش فیلمهای هدیه تهرانی


720.000.000

76

مسعود کیمیایی

سلطان


1.100.000.000

78

احمد امینی

غریبانه


3.750.000.000

78

فریدون جیرانی

قرمز


1.900.000.000

78

سامان مقدم

سیاوش


3.828.853.500

79

بهروز افخمی

شوکران


2.962.890.000

79

سیروس الوند

دستهای آلوده


3.100.000.000

80

سامان مقدم

پارتی


1.700.000.000

80

احمد امینی

چتری برای دو نفر


2.231.116.500

81

حمید لبخنده

آبی


1.563.700.000

81

ناصر تقوایی

کاغذ بی خط


3.520.000.000

82

منوچهر مصیری

دنیا


3.438.100.000

82

محمدحسین لطیفی

دختر ایرونی


1.890.000.000

82

بهمن فرمان آرا

خانه روی آب


636.813.000

82

حمیدرضا صلاحمند

زمانه


6.265.700.000

83

احمدرضا درویش

دوئل


880.000.000

84

محمدرضا بزرگ نیا

جایی برای زندگی


1.540.000.000

84

بهمن فرمان آرا

یک بوس کوچولو


تا حالا ...


3.000.000.000



84



اصغر فرهادی



چهارشنبه سوری



* فیلمشناسی هدیه تهرانی


1384 چهارشنبه سوري ( اصغر فرهادي ) [بازيگر]


1383 يك بوسه كوچولو ( بهمن فرمان‌آرا ) [بازيگر]


1383 شبانه ( اميد بنكدار كيوان علي محمدي ) [بازيگر]


1382 جايي براي زندگي ( محمدرضا بزرگ نيا ) [بازيگر]


1381 دختر ايروني ( محمدحسين لطيفي ) [بازيگر]


1381 دنيا ( منوچهر مصيري ) [بازيگر]


1381 زمانه ( حميدرضا صلاحمند ) [بازيگر]


1381 دوئل ( احمدرضا درويش ) [بازيگر]


1380 خانه اي روي آب ( بهمن فرمان‌آرا ) [بازيگر]


1380 كاغذ بي خط ( ناصر تقوايي ) [بازيگر]


1379 آبي ( حميد لبخنده ) [بازيگر]


1379 پارتي ( سامان مقدم ) [بازيگر]


1379 چتري براي دو نفر ( احمد اميني ) [بازيگر]


1378 دست‌ هاي آلوده ( سيروس الوند ) [بازيگر]


1377 سياوش ( سامان حسني مقدم ) [بازيگر]


1377 قرمز ( فريدون جيراني ) [بازيگر]


1377 شوكران ( بهروز افخمي ) [بازيگر]


1376 غريبانه ( احمد اميني ) [بازيگر]


1375 سلطان ( مسعود كيميايي ) [بازيگر]

نويسنده:هادي سالاري(مدير وبسايت)

نظرات ديگران 0