لحظه ی دیدار نزدیك است باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد دلم ، دستم باز گویی در جهان دیگری هستم
های ، نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ های
نپریشی صفای زلفكم را دست و آبرویم را نریزی دل -ای نخورده مست –
لحظه ی دیدار نزدیك است

نویسنده ی این مطلب : آیدا ن.ز